خرمشهر قبل از جنگ از دست رفته بود - فارس نیوز

خبرگزاری فارس: یکی از عکاسان جنگ گفت: غائله خلق عرب بعد از پیروزی انقلاب در خرمشهر شروع شد که خب توسط حزب بعث، اینها تغذیه می شدند. خرمشهر تقریبا قبل از جنگ از دست رفته بود.

...

برای روشن شدن فضای مذهبی شهر آبادان باید بگوییم که در دورانی که سن من درحدود 12 یا 11 ساله بودم در روزهای عاشورا و تاسوعا با پدرم در میدان اصلی شهر که "میدان طیب " بود می ایستادیم و هئیت های مذهبی که از آنجا عبور می کردند را تماشا می کردیم. و جالب اینجاست که عبور کردن این دسته های عزاداری تا عصر به طول می انجامید. یعنی اینقدر حجم دسته ها بالا بود که ساعت ها فقط می ایستادیم و این دسته ها را مشاهده می کردیم، در یک شهری مثل آبادان که حالا ظاهرا می گفتند پایگاه استعمار و انگلیس و حالا بحث حزب توده در سال های 30 و ... اما بیشتر این مباحث در بین چهره های کارگری و یک مقدار نخبگان و خواصی بود که بیشتر فعالیت های سیاسی و فرهنگی می کردند و تحت حمایت رژیم طاغوت هم بودند. اینها حالا شاید در ظاهر هم مخالف با رژیم بودند اما به نوعی هم یک ارتباط هایی هم داشتند مثل اعضای حزب توده.
ولی به هر حال فضای آبادان اینجوری هم بوده. یعنی علیرغم آن جریانات پالایشگاه نفت و حضور انگلیس، آمریکا و گروه های سیاسی، یک بافت مذهبی خیلی قوی هم داشت. برای نمونه اگر شما از همین آقایان که امروز در جمهوری اسلامی مطرح هستند پیرامون آبادان سوالاتی را مطرح کنید خواهید دید که آبادان دارای چه بافتی بوده است. شما ببینید آقای خزعلی در آبادان چه کسی را می شناسد؟ بروید از آقای مکارم سئوال کنید ببینید ایشان چه کسانی را به شما معرفی می کند؟ این نشان می دهد که در آبادان ریشه های عمیق انقلابی و مکتبی وجود داشته. حتی می خواهم بگویم آنجا یک وقت هایی پل ارتباطی بین نجف با قم بوده. خیلی از آقایانی که می خواستند به نجف بروند باید می آمدند از کانال آبادان می گذشتند. حالا یک بخش هایی را مرحوم آیت الله قائمی که خیلی صاحب نفوذ بوده در آن زمان و خیلی ارتباطاتش قوی بوده و حتی به گونه ای بود که دستگاه های رژیم هم تا یک حدودی حرفش را می خواندند. یعنی اینقدر صاحب نفوذ و قدرت بود. و خیلی از آقایانی که می خواستند به نجف بروند،‌ به آبادان می امدند و تحت پوشش آیت الله قائمی و دیگر آقایان از رودخانه عبور می کردند و به نجف می رفتند . این تقریبا فضای آبادان قبل از انقلاب است.
با این شناخت نسبت به شهر،‌ حالا می توان جواب سوال شمار را داد . خانواده ما یک خانواده معمولی و متوسط بودند. نه زیاد مذهبی و نه خدای نکرده لائیک. پدر و مادر ما در اصل روستایی بودند که از روستاهای اطراف فارس به آبادان مهاجرت کرده بودند. پدرم با اینکه بر روی کشتی کار می کرده اما کاملا شرعیات را رعایت می کرد. مادرم هم اصلا چادری بود. یعنی مادر من زمان شاه، خب آن زمان چادری کمتر پیدا می شد ولی مادر من همیشه با چادر می گشت. و تقریبا هم همان چادر سنتی خودشان که در روستایشان و در فرهنگ شان بود استفاده می کرد. اهل نماز و روزه ولی اهل مبارزه با رژیم طاغوت نبودند. البته پدرم به بعضی مسائل حساس بود.

/ 0 نظر / 6 بازدید