تروریسم در ایران و جهان -5

 

تروریسم در ایران

در تاریخ ایران باستان احتمالاً نخستین اقدام تروریستی کشتن بردیای دروغین بود. بعد از داریوش‏، خشایارشا پس از خلاصی از جنگ با یونان روزگار خود را به لهو و لعب گذراند و در سال 465 قبل از میلاد به دست یکی از درباریان خود کشته شد. از این تاریخ، با ورود زنان به دربار، موج ترور و کشتار در سلسله هخامنشی بالا گرفت. احتمالاً اسکندر نیز در نتیجه یک توطئه تروریستی کشته شد. در دوره اشکانی نیز آثار اقدامات تروریستی علیه شاهان به چشم می‌خورد.

در دوره ساسانیان کشتن پادشاهان رواج بیشتری داشت و مشهورترین آن قتل خسروپرویز، شاهنشاه ساسانی، در سال 628.م به دست درباریان خود بود و بعد از او این مساله تا ظهور اسلام ادامه پیدا کرد. اما ریشه‌های ترور سازمان‌یافته در ایران بعد از اسلام را باید در فعالیتهای فرقه اسماعیلیه به رهبری حسن صباح در دوره ملکشاه سلجوقی به بعد سراغ گرفت.

حشاشین اصطلاحی است که اروپاییان در مورد فدائیان اسماعیلیه به کار می‌برند. حشاشین در قرن پنجم هجری قمری تقریبا برابر با قرن یازدهم میلادی و در عصر ملکشاه و سنجر به قدرت رعب‌آوری تبدیل شدند که رقبای خود را به سبک ترور با کاردهای مخصوص به قتل می‌رساندند. حسن صباح در اواخر قرن پنجم در کوههای الموت دژ مفصل و محکمی تاسیس کرد. فداییان او هم شاهزادگان سلجوقی و هم خلفای عباسی را به‌عنوان دو عنصر غاصب قدرت در ایران در هر موقعیت مناسب ترور می‌کردند.

 

در تاریخ ایران فداییان اسماعیلیه نخستین هسته‌ تروریستی بودند که سازمان‌یافتگی، ایدئولوژی و اهداف مشخص سیاسی داشتند. این گروه به‌قدری در میان درباریان سلجوقی و عباسی وحشت ایجاد کرده بودند که نام آنها نیز رعب‌آور بود. اسماعیلیه در جنگهای صلیبی به‌عنوان یکی از کانونهای قدرت در شرق، مورد توجه امرای صلیبی و سپس مورخان اروپایی قرار گرفتند. توجه اروپاییان به هسته‌های تروریستی اسماعیلیان چند دلیل داشت: اولا اسماعیلیه خصم سلجوقیان بودند که شاخه رومی این سلسله تهدیدی علیه امپراتوری روم شرقی بود. ثانیا اسماعیلیان دشمن خلفای بغداد بودند که ایشان نیز تحریکاتی علیه صلیبیان اعمال می‌کردند. بنابراین براساس اصل نظریه «دشمن دشمن من، دوست من است» صلیبیان با اسماعیلیه روابط پنهانی داشتند، زیرا نشانه‌ای وجود ندارد که تروریستهای این فرقه حتی یکی از امرای صلیبی را ترور کرده باشند. ثالثاً بیت‌المقدس قبلا در دست فاطمیان بود که رهبران اصلی اسماعیلیه در مصر بودند، اما سپس این مکان مقدس و حساس به دست صلاح‌الدین ایوبی افتاد.

اسماعیلیان و خلافت عباسی بالاخره در قرن هفتم هجری قمری به دست هلاکوخان نابود شدند. احتمالا نخستین اقدام تروریستی فداییان اسماعیلیه در ایران قتل مؤذن ساوجی در اصفهان بوده است که سعی کردند وی را به کیش خود دعوت کنند، ولی چون او این دعوت را نپذیرفت، تروریستها از بیم آنکه رازشان فاش گردد، او را کشتند. پایگاه اصلی اسماعیلیان دژ الموت قزوین بود، اما آنان علاوه بر آن، در سراسر ایران حدود صدوپنج قلعه در اختیار داشتند و حوزه فعالیت آنان حتی تا بین‌النهرین و شامات نیز گسترش یافت.

جنجالی‌ترین اقدام فداییان، ترور خواجه نظام‌الملک طوسی، وزیر مشهور و قدرتمند ملکشاه سلجوقی، بود. وی که نسبت به فرقه حنبلی تعصب شدیدی داشت، دستور سرکوب فتنه اسماعیلیه را صادر کرد، زیرا اینان هم شیعه (زندیق) و هم باطنی بودند، به علاوه با سلطنت سلجوقیان به‌عنوان عناصر ترک مهاجر که سرزمین ایران را اشغال کرده بودند، مخالف بودند. حسن صباح خود ایرانی و اهل ری بود.

هنگامی‌که ملکشاه به قصد ملاقات با خلیفه عازم بغداد بود، خواجه را که از وزارت برکنار شده بود، به همراه خود برد. بوطاهر ارانی که مامور ترور خواجه بود، در هیأت درویش دنبال خواجه بود تا در فرصت مناسب کار او را بسازد. اردوی سلطان به صحنه کرمانشاه رسیده بود، ولی روزی که طاهر ارانی به صحنه رسید، خواجه به همراه ملکشاه به شکار رفته بود. ارانی چند روزی صبر کرد تا اینکه خواجه به صحنه بازگشت. آنگاه به بهانه تقدیم عریضه، خود را به خواجه رساند، درحالی‌که دشنه‌ای زیر نامه خود پنهان کرده بود. در یک حرکت غافلگیرانه دشنه را در سینه خواجه فرو کرد و ضربه‌ای هم به شاهرگ او زد. محافظان خواجه در دم بوطاهر ارانی را کشتند. خواجه روز بعد در شب دوازدهم رمضان سال 485.ق بر اثر این ضربات درگذشت.

خواجه رشیدالدین فضل‌الله نوشته است که در مدت سی‌وپنج سال فرمانروایی حسن صباح چهل‌وهشت تن از شخصیتهای مهم، از جمله خواجه نظام‌الملک و دو فرزندش، ملکشاه سلجوقی و دو خلیفه عباسی، به دست باطنیان کشته شدند، ولی کسانی که به دست فداییان بعد از حسن صباح ترور شدند، بسیار بیش از این تعداد است.

/ 0 نظر / 16 بازدید