تروریسم در ایران و جهان -3

قدرت در پی سلطه است و سلطه از زمانی به‌وجود آمد که یک نفر بر دیگران یا اقلیتی بر اکثریتی مسلط شد و همچنین در اینجا علائم شکل‌گیری دولت پدیدار گردید. بنابراین دولتها خود را مسئول دفاع از قدرت خویش برای تامین و تضمین اصل بقا می‌دانند و به همین اعتبار در جستجوی امنیت از طریق آمادگی برای جنگ هستند و جنگ وسیله‌ای است برای مهار تهدید و خشونت که می‌تواند امنیت و قدرت دولت را متزلزل کند و تروریسم شکلی از خشونت و تهدید در مقابل عامل تهدیدکنندة قدرت و امنیت است.

آیزنهاور، رئیس‌جمهوری امریکا، در دهه 1950 معتقد بود «تا زمانی که جنگ در نظام بین‌المللی وجود دارد، عدم آمادگی نظامی به همان اندازة درگیری نظامی، فاجعه‌آمیز است.» براساس یک نظریه استراتژیک‏، صلح محصول قدرت است و امنیت در سایه سلطه و برتری بر دشمن به‌دست می‌آید. به عبارت دیگر امنیت هر ملتی محصول قدرت آن ملت نسبت به ملتهای دیگر است.

بنابراین تروریسم حاصل جمع تعارض و تقابل مدعیان قدرت است که برای کسب یا حفظ قدرت از این روش خشن علیه رقیب بهره می‌گیرند. البته جدال میان صاحبان قدرت و مدعیان آن ضرورتاً و صرفاً بر سر قدرت سیاسی نیست که دولت متولی آن است. جدال بر سر مسائل اقتصادی، جدال برای اثبات حقانیت و مشروعیت فرقه‌های دینی و حساسیت بر سر برتری قومی و نژادی، همه مواردی هستند که تروریسم را به‌وجود می‌آورند.

معمولا ترور و تروریسم یک اقدام سیاسی در جهت حذف رقیب سیاسی به منظور رسیدن به هدف سیاسی است. اما گاهی ممکن است گروههایی در پناه اندیشة ایدئولوژیک به‌عنوان مدعیان قدرت سیاسی، فرد یا افراد وابسته به صاحبان قدرت سیاسی را ترور کنند، ولی درنهایت هدف این گروهها رسیدن به قدرت سیاسی و استقرار ایدئولوژی خود است. همچنین ممکن است صاحبان قدرت اقتصادی، با ترور، رقبای اقتصادی خود را به وحشت اندازند یا به منظور بیرون راندن رقبای خود از میدان رقابت اقتصادی، آنان را با ترور حذف کنند.

بنابراین ترور هم می‌تواند حربه‌ای باشد در دست صاحبان قدرت علیه ناقدان قدرت ــ که این گروه دوم می‌توانند تهدیدی علیه صاحبان قدرت باشند ــ و هم می‌تواند وسیله‌ای باشد در دست فاقدان قدرت در مقابل گروههایی که میل به سلطه‌گری دارند.

هدف مقاله اثبات این موضوع است که ماهیت و اهداف ترور و تروریسم از گذشته تاکنون تفاوت چندانی نکرده، بلکه روش و تاکتیکها و حوزة عملکرد آن پیچیده‌تر و گسترده‌تر شده است. دیگر اینکه تروریسم در گذشته واکنشی محلی و ملی بود، اما امروز اشکال دولتی ــ بین‌المللی به خود گرفته و با توجه به فرآیند جهانی‌شدن و در کنار عوارض ناشی از جهانی‌شدن، مثل ایدز، آنفولانزای مرغی و گرم‌شدن کره زمین، از حوزه قدرتهای ملی فرا رفته و به صورت یک معضل بین‌المللی درآمده است. از سوی دیگر با توجه به عصر انقلابات اطلاعاتی ــ مخابراتی که فناوریهای متنوع ارتباطی را در دسترس تمام ملتها قرار داده است، امکان کنترل تروریسم برای هیچ دولتی به تنهایی مقدور نیست، زیرا امروزه تروریسم در چارچوب جنگهای نامتقارن، «تروریسم اطلاعاتی» (Info Terrorism)، «تروریسم رایانه‌ای» (Cyber Terrorism) و «تروریسم هسته‌ای» (Nuclear Terrorism) به صورت نگران‌کننده‌ای امنیت جهان را به‌خطر انداخته است و متاسفانه هر روز به صورت ترور کور، جان هزاران شهروند بی‌گناه را می‌گیرد.

در سایه‌روشن توضیح و تعریف تروریسم دو نکته مهم پنهان است: اول اینکه هر دولتی از دیدگاه منافع، سلیقه و ایدئولوژی خود به تروریسم می‌نگرد و تعریف خاصی را ارائه می‌دهد. به‌همین دلیل گاه از تروریسم تعبیر به دفاع مشروع می‌شود. دوم اینکه سازمان ملل متحد و دیوان بین‌المللی کیفری طی سه دهة گذشته به دلیل اختلاف دیدگاه نتوانسته‌اند تعریف واحدی از این اقدام ناپسند ارائه دهند که مقبول عام باشد.

/ 0 نظر / 6 بازدید