تروریسم در ایران و جهان -2

ترور پدیده‌ای است که عمری برابر عمر تاریخ بشر دارد. از یک ‌منظر، انسان موجودی فزون‌طلب، استیلاجو، تملّک‌گرا و رقابت‌پیشه است و مجموعه این ویژگیهاست که او را به کسب قدرت وادار می‌کند. از این منظر انسان موجودی جستجوگر قدرت تلقی می‌شود که چگونه کسب‌کردن قدرت برای وی مهم نیست. نماینده این نگرش ماکیاولی است که برای نخستین‌بار سیاست عاری از تقیّدات اخلاقی، دینی و تعهدات انسانی را مطرح کرد. او به شاهزاده سفارش می‌کند در پی تحقق سه اصل بر محوریت قدرت باشد:

1ــ کسب قدرت. هدف کسب قدرت است و این مهم نیست که چگونه آن را به‌دست می‌آوری، با تزویر، ریا یا کشتن رقیب. زیرا شمشیر مظهر قدرت است و هرکس آن را به‌دست آورد، صاحب قدرت است. پس اگر رقیب قدرتی خود را نکشی، مطمئن باش، شاهزاده، او تو را خواهد کشت. پس در میدان قدرت‌طلبی راهی جز چشم برهم گذاشتن بر روی ارزشها و باورهای ساختگی دست قدرتها نیست. برای کسب قدرت جز بی‌رحمی و خشونت چاره‌ای نیست. مدل ماکیاولی، سزار بورژیا، حاکم فلورانس و مظهر خباثت و جنایت، بود. همان‌گونه که مدل خواجه نظام‌الملک در پیاده‌کردن اندیشه سیاسی ایرانشهری، اردشیر بابکان و انوشیروان بود که مزدک و مزدکیان را که رقیب قدرت او بودند، قتل‌عام کرد.

2ــ حفظ قدرت. بر صاحب قدرت واجب است برای حفظ قدرت روی تمام وجدانیات پاگذارد. (همان‌گونه که شاه‌عباس صفوی دو فرزندش را کشت و دو فرزند دیگرش را کور کرد، زیرا تصور می‌کرد که رقبایش را در دامان خود پرورش می‌دهد.)

3ــ اعمال قدرت یا نمایش قدرت. صاحب قدرت باید برای ایجاد وحشت و اطاعت میان پیروان خود، قدرتش را به انحای مختلف به رخ آنان بکشد، زیرا نمایش قدرت موجب می‌شود قدرت حفظ گردد و تقویت شود.

/ 0 نظر / 11 بازدید