یک نویسنده مسایل منطقه دستیابی احتمالی حماس به موشک‌های دوربرد را نشانه تغییر موازنه قدرت میان حماس و رژیم صهیونیستی دانست و عکس‌العمل‌های رژیم صهیونیستی در این زمینه را بررسی کرد.

 

 


به گزارش فارس، "صالح النعامی " تحلیلگر مسایل منطقه‌ای در مقاله‌ای به مناسبت دومین سالروز حمله وحشیانه رژیم صهیونیستی به نوار غزه می‌نویسد که این مناسبت برای اولین بار با تهدیدات "گابی اشکنازی " رئیس ستاد ارتش رژیم صهیویستی در زمینه هدف قرار دادن عناصر و کادر مقاومت اسلامی حماس همزمان شده است. این بدان علت است که اسرائیل معتقد است که حماس نه تنها مجموعه‌های کوچکی که به سوی سرزمین‌های اشغالی موشک پرتاب می‌کنند، را نادیده می‌گیرند، بلکه در برخی موارد آنها را تشویق هم می‌نمایند، سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی همچنین مدعی است که تعدادی از اعضای گردان‌های عزالدین القسام شاخه نظامی حماس در پرتاب موشک به سوی سرزمین‌های اشغالی مشارکت دارند. آنها پرتاب موشک‌های گراد را نیز دلیلی برای این ادعای خود می‌دانند و می‌افزایند که غیر از حماس هیچ گروه فلسطینی دیگری این موشک‌ها را در اختیار ندارد.

نویسنده در ادامه این سوال را مطرح می‌کند که آیا اسرائیل در عملی کردن تهدیدات خود علیه نوار غزه جدی است؟ اگر پاسخ آن مثبت است، شرایطی که اسرائیل را به این حمله فرا می‌خواند، چیست؟
بر اساس این مقاله، واضح است که اسرائیل از آنچه که در غزه روی می‌دهد به شدت نگران است، بویژه در سایه عبرت‌هایی که از جنگ لبنان و غزه گرفته است، این نگرانی تشدید می‌شود، پایگاه محکم اسرائیلی‌ها که تل‌آویو متعهد به آن است، تلاش در این راستاست که حماس می‌تواند به موشک‌هایی دست یابد که عمق جبهه داخلی و زیر ساخت‌های شهری و صنعتی اسرائیلی را هدف قرار دهد، با دستیابی مقاومت به این سلاح‌ها تحولی استراتژیک به وجود می‌آید که هشداری برای تغییر موازنه قدرت میان دو طرف در منطقه است، تل‌آویو سعی دارد این نکته را دیکته کند که اگر حماس به این سلاح‌ها دست یابد، باید بداند که استفاده از آنها علیه اهداف اسرائیلی، رژیم صهیونیستی را به فرود آوردن ضربه محکمی به این نیروها وا می‌دارد، "شائول موفاز " رئیس کمیسیون خارجی و امنیت داخلی کنیست نیز این موضوع را بیان کرده و مدعی شده که در صورت پرتاب موشک‌های دوربرد به عمق اسرائیلی از سوی حماس، این رژیم فورا برای اسقاط حاکمیت حماس در غزه دست به کار خواهد شد.

به نوشته این مقاله، اگر بخواهیم بر اساس نیت‌ اسرائیل در مقابل حماس بر اساس این معیار حکم کنیم، می توانیم بگوییم که اسرائیل تا زمانی که ادعاهای خود را در مورد دستیابی حماس به موشک‌های دوربرد مطرح نکند و آن را به کرسی ننشاند، به غزه حمله نخواهد کرد، این در حالی است که در صورت مطرح شدن این ادعاها نیز حماس از زمان پایان جنگ غزه تاکنون از این موشک‌ها علیه شهرک‌های صهیونیستی استفاده نکرده است.
البته اسرائیل در صورت دیگری هم می‌تواند به غزه حمله کند و آن زمانی است که پرتاب موشک‌های مختلف از سوی گروه‌های کوچک فلسطینی به سوی شهرک‌های صهیونیست‌نشین تلفات زیادی را در میان صهیونیست‌ها ایجاد کند، در این صورت قطعی است که اسرائیل دست به عملیات نظامی بزرگی می‌زند.

صهیونیست‌ها همچنین بر این سخن خود اصرار دارند که آنچه در گزارش گلدستون آمده است را در صورت حمله نظامی گسترده به غزه رعایت نخواهند کرد، البته این رژیم حجم ضررهای زیادی که از ناحیه سیاسی و رسانه‌ای دریافت خواهد کرد را می‌داند، از سوی دیگر ممکن است که برگه‌های استراتژیکی را که در گذشته به دست آورده بود، از دست بدهد، مانند روابط با ترکیه که در جنگ غزه از دست رفت.

به عقیده این نویسنده، می‌توان گفت که هنگامی که اسرائیل تصمیم به آغاز حمله‌ جدید می‌گیرد، باید این موضوع را مدنظر قرار دهد که این حمله نباید باعث کشته شدن تعداد زیادی از شهروندان و غیرنظامیان شود، اما با توجه به فشردگی جمعیتی بالا در غزه، هر اقدام نظامی هر قدر هم که محتاطانه باشد، با کشته شدن تعداد زیادی از غیرنظامیان همراه خواهد بود. به همین علت است که بسیاری از کارشناسان صهیونیستی اعتقاد دارند که اسرائیل هر گزینه‌ای که در زمینه این حمله انتخاب کند، برای آن بسیار منفی خواهد بود. بر همین اساس یک گزارش که ستاد ارتش اسرائیل در زمینه جنگ‌های لبنان و غزه انجام داده، مدعی شده که جنگ لبنان از لحاظ تاکتیکی برای اسرائیل شکست به بار آورد، ‌اما از نظر استراتژیک اسرائیل برنده بود، این در حالی است که به ادعای این گزارش اسرائیل در غزه از لحاظ تاکتیکی برنده بود، امام از ناحیه استراتژیک شکست خورد. به همین علت است که بسیاری از کارشناسان صهیونیست نسبت به حساب کردن بر روی فایده‌های جنگ نظامی جدید علیه نوار غزه هشدار داده‌اند.