در جمع خانواده  ها و اشخاصی که  در به ثمر رسیدن انقلاب و پیروزی های دفاع مقدس نقش موثر داشتند کم نیستند.

کم نیستند افرادی که بارها و بارها در راه اسلام و انقلاب شکنجه ها شدند و شاید اگر قرار بود جزای خدماتشان را با شهادت بگیرند باید ده ها بار در طول حیاتشان به شهادت می رسیدند.

در این میان مروری داریم  بر کارنامه سه برادر و سه ایرانی غیرتمند که تمام هستی خود را بر تلاش و مجاهدت بر سر حفظ این آب و خاک گذاشتند تا شاید روزی بتوان زیر سایه انقلابشان و زیر سایه عظمتشان گذری بر کارنامه پر افتخارشان داشته باشیم.

برادر بزرگتر ، چراغ راه سایر برادران بهروز باکری در سال 1322 بدنیا آمد و به سبب عشق و ارادتی که مولایش امیر مومنان (ع) داشت نام مبارک ایشان "علی" تغییرداد باشد که علی وار زندگی کند و علی وار بمیرد که چنین هم شد.

سال 1341:  رتبه اول کنکور سراسری و قبولی  در رشته مهندسی شیمی دانشکده فنی دانشگاه تهران

سال 1345: با کسب رتبه اول دانشگاه فارغ التحصیل شد

سال 1348: عضویت در کادر مرکزی سازمان مجاهدین

سال 1349:  سفر به فرانسه  برای شناسایی سازمانها و گروههای مبارز خارج از کشور

اردیبهشت 50: عزیمت به لبنان برای تهیه سلاح

ششم شهریور ماه 1350: دستگیری توسط ساواک

علی(بهروز) باکری با شکوهترین فراز زندگی اش را با جمله ای که در بیدادگاه نظامی شاه بر زبان آورد و فریاد کرد: «عمر متوسط یک مجاهد شش ماه است!»

یکی از مهمترین دلایلی که سبب شد تا نام علی باکری کمتر از سایرین مطرح شود محاکمه غیرعلنی و مرموز وی بود بطوریکه به اذعان بسیاری، علی تنها عضو سازمان مجاهدین بود که هرگز مشخص نشد در چه زمانی و در چه دادگاهی محاکمه شد. این مطلب را هم لطف الله میثمی در خاطرات خود مطرح کرده است و هم در کتاب «محاکمات سیاسی در ایران» به قلم «بهروز طیرانی» آمده است.

سحرگاه 30 فروردین ماه سال 1351 : شهادت در میدان چیتگر

در این میان موج اتهامات در خصوص عضویت و حضور علی باکری متوجه این خانواده شریف شد که با توجه به اعتقادات راسخ علی باکری به آئین محمدی (ص) و همینطور تایید نزدیکانش در این خصوص مطرح می شود جدای از اینکه انحراف سازمان مجاهدین و پذیرش مارکسیسم سه سال بعد از شهادت وی صورت گرفته است.