*خویشتن‌داری در زمان وزیر خارجه جدید

شکست مامورین نجات تنها یک راه چاره را برای ما برجا گذاشت: گفت و گو. گزینه گسترده نظامی چه محاصره و چه مین گذاری نویدبخش نبود.هیجان همگان برای اقدام علیه ایران به سرعت فروکش کرد و بهره برداری سیاسی شوروی از اقدام‌های نظامی عمده توسط آمریکا به کشمکش علیه چنین ابتکاری انجامید.
کارتر آگاه بود که این به معنای آن است که بحران گروگان‌گیری تا انتخابات پاییز ادامه خواهد داشت.تصویر سیاسی او به طور گریز ناپذیری آسیب دیده و بی‌گمان مخالفان سیاسی او از این مساله بهره‌برداری می‌کردند و در واقع همین طور هم بود.با نزدیک شدن زمان انتخابات ریاست جمهوری کاندیدای حزب جمهوری خواه و دستیاران او هر آنچه که از دستشان بر می‌آمد برای جلوگیری از امکان سازش سازنده انجام دادند. انتظار همگان درباره «شگفتی اکتبر» افزایش می‌یافت و به این ترتیب گفت و گو با ایران دشوارتر می‌شد.با این همه راه دیگری برای حل مساله و دست‌یابی به هدف های دو گانه ما وجود نداشت: یعنی حفظ جان گروگان‌ها و منافع ملی ما.ما می‌باید شکیبایی نشان می‌دادیم حتی اگر هزینه سیاسی آن سنگین می‌بود.کارتر شهامت شکیبایی را داشت و اعضای دولت به اتفاق آراء از او در این باره پشتیبانی می‌کردند.
این دولت اکنون وزیر خارجه جدیدی داشت. در یکی از نشست‌های بامدادی اواخر اکتبر کارتر به من گفت که سایروس ونس قطعا کناره‌گیری کرده و با صراحت تمام اعلام کرد که او مایل است من در مقام خود باقی بمانم. مکالمه ما جدی بود و من به رئیس جمهور گفتم که آماده‌ام با استعفای خود به او کمک کنم.او خندید، دستانش را تکان داد و گفت:« نه من مایلم تو بمانی». او سپس به طور محرمانه از من پرسید که چ کسی را به عنوان وزیر خارجه ترجیح می‌دهم، ماسکی یا کریستوفر. من به او گفتم که می‌توانم با هر کدام از آنها همکاری کنم و اطلاعات کریستوفر درباره سیاست خارجی بیشتر است و ماسکی می‌تواند از بعد سیاسی به او کمک کند .رئیس جمهور گفت که کریستوفر مایل است به عنوان معاون ماسکی خدمت کند و متوجه شدم که ماسکی انتخاب نخست او می‌باشد.
این که سبک ماسکی به عنوان وزر خارجه با ونس تفاوت داشته و بیشتر در پی تاکید و ابراز وجود خود می‌باشد، در 29 آوریل روز انتصاب او نمایان شد. من پیشتر از رئیس جمهور مصرا درخواست کردم تا ونس به گونه‌ای در مراسم شرکت کند تا نشانه ادامه راه باشد و مایه کاهش حمله‌های احتمال به دولت از سوی پشتیبانان سرخورده ونس شود. اندکی پیش از مراسم ماسکی ، کارتر تلفنی از من پرسید که آیا به نظر من دعوت از ونس جهت ایستادن در جایگاه در کنار او، ماسکی، براون و من به عنوان نشانه‌ای از یگانگی امکان‌پذیر و درست خواهد بود. من با دید مثبت پاسخ دادم، و ونس گرچه بی‌گمان دارای احساسات پیچیده‌ای بود، این دعوت را پذیرفت. زمانی که رئیس جمهور سوگند دادن ماسکی را پایان داد، ماسکی سخنرانی طولانی ایراد کرد که بعد به مصاحبه مطبوعاتی تبدیل شد.ما مدتی ایستادیم و نمی‌دانستیم که سخنان او چه وقت پایان می‌یابد،‌ و سرانجام از تالار خاوری کاخ سفید خارج شده و وزیر خارجه جدید را به حال خود رها کردیم.
من وونس به دفتر من رفتیم. در حالی که رئیس جمهور وارد دفتر ویژه شد.ما گرم گپ زدن بودیم و من تلویزیون مدار بسته را روشن کردم و متوجه شدم که ماسکی هنوز در حال سخن گفتن است. از آنجا که این نمایش ادامه داشت، ونس و من گیج شده بودیم . پس از مدتی نتوانستیم جلوی خنده را بگیریم و ما که ادعا می‌شد دشمنان خونی یکدیگریم در دفتر من نشسته و در حالی که وزیر خارجه (جدید)‌در لحظه‌های باشکوه زندگیش غرق شادی بود، همچنان می‌خندیدیم.
به خلاف شایعه‌های رایج در واشنگتن ‌، استعفای ونس نه مایه خوشحالی و نه پیروزی من شد. ولی برای مدتی سیاست خارجی کارتر با اولویت‌های راهبردین و نگرانی‌های من پیش از رهیافت ونس مطابقت داشت. بنابراین از نظر سیاسی دلیلی برای خشنودی از کناره‌گیری او نداشتم.افزون بر این به باور من، ونس به خاطر موضع‌گیری استوار درباره مساله خاورمیانه به طور غیر منصفانه قربانی شده بود و بیم آن داشتم که کناره‌گیری او اختلالی در آن منطقه حیاتی پدید آورد.سرانجام هشدار هنری کیسینجر را که اندکی پس از کناره‌گیری ونس ارائه داد، جدی گرفتم.زمانی که من و کیسینجر ناهار را با هم صرف می‌کردیم، او ناگهان اظهرا داشت:« شما در همان وضعی قرار دارید که من زمانی که جیم شلزینگر به عنوان وزیر دفاع ناگزیر به کناره‌گیری شد،‌در آن قرار داشتم؛ مطبوعات و هر کسی مرا کاملا مسوول این امر می‌دانست و به مخالفت با من برخاستند. زبیگ، هرگز رسانه‌ها به اندازه من از شما پشتیبانی نکرده‌اند و بنابراین حتی نسبت به حمله‌هایی که هم اکنون متوجه شماست،‌آسیب‌پذیرترید.»