چهاردهم بهمن ماه سال 1333 هـ.ش در شهرستان خوی متولد شد. دوره ابتدایی را در دبستان هدایت (سابق) گذراند و دوره متوسطه را در دبیرستان شمس (سابق) به پایان رساند. با تلاش زیاد، توانست وارد دانشگاه شود و پس از پایان دوران دانشجویی و گذراندن خدمت سربازی، به استخدام شرکت مخابرات آذربایجان غربی درآمد. در سال 1358 ازدواج کرد. ثمره این ازدواج سه فرزند است؛ یک دختر و دو پسر.



وقتی به تهران آمد تا در دانشکده مخابرات به ادامه تحصیل بپردازد، در همان روزهای نخست به مبارزات دانشجویی پیوست. سال های 1355 و 1356 که اوج سخت گیری و دیکتاتوری شاه بود، طنین رسای اذانش در دانشکده همراه با صوتی دلنشین بود که همه را به پیوستن به صفوف نماز جماعت دعوت می‌کرد و این زمانی بود که نماز به پا داشتن و گرد هم آمدن در مسجد دانشکده جرم بود و خیلی‌ها که امروز از همه پرمدعاتر هستند، از آمدن به مسجد می‌ترسیدند. هنگامی که او با اخلاص فراموش ناشدنی از امام زمان (عج) یاد می‌کرد و القاب امام را به زبان می‌آورد، به جان ها زندگی و به دل ها، آنچنان قوتی می‌بخشید که یاری رساندن به امام در تبعید را بی مهابا می‌پذیرفتند.

دوستانش برای همیشه پیام های او را آویزه گوش داشتند و در برنامه‌های تفریحی کوهپیمایی که آن روزها راه مفیدی برای گریز از فساد اجتماعی بود، گرد هم جمع می‌شدند. او در این برنامه‌ها هم نقش فعالی داشت؛ سرودهای انقلابی که توسط ایشان خوانده می‌شد، هیچ گاه از یاد دوستانش نخواهد رفت.


در اعتصابات دانشجویی، با خط خوب و زیبایش، اطلاعیه‌های بزرگ دیواری می‌نوشت. دافعه و جاذبه متعادلی داشت؛ همه او را دوست می‌داشتند و دوست داشتنی بود.

در سال 1355 به دست مأموران ساواک دستگیر می‌شود، ولی پس از آزادی، دوباره به مبارزات خود ادامه می‌دهد. پس از پایان دانشگاه برای خدمت سربازی به پادگان لویزان اعزام می‌شود.

این دوران با اوجگیری حرکت انقلاب و صدور فرمان امام خمینی (ره) مبنی بر ترک پادگان‌ها به وسیله نیروهای مسلح همزمان می‌شود. در این میان، او نیز بنا به وظیفه شرعی به شهید حجت الاسلام محلاتی مراجعه می‌کند و با بیان کارهایی که در پادگان انجام می‌دهد، از ایشان کسب تکلیف می‌کند. شهید محلاتی اجازه نمی‌دهند او از پادگان فرار کند و می‌گویند، که برای انتقال اطلاعات پادگان آنجا بماند.



هنوز نخستین فرزندش به دنیا نیامده بود که رهسپار جبهه‌های غرب کشور شد. او به سر پل ذهاب و ارتفاعات بازی دراز رفت تا به دفاع از مرزهای کشور در برابر متجاوزان بپردازد. او پس از حضور در جبهه‌های غرب، یکی از نخستین حملات را علیه دشمن صورت داد و همراه با رزمندگان پیروز اسلام، نخستین موفقیت را برای کشورمان در جنگ نابرابر و تحمیلی به دست آورد. در آن هنگام، هنوز در جبهه‌های جنوب ـ که کانون درگیری‌ها بود ـ عملیاتی از سوی ایران صورت نگرفته بود.