**گفت: توی دنیا بعد از شهادت، تنها یک آرزو دارم. گفتم: چه آرزویی؟ گفت: دوست دارم یک گلوله بخوره به گلوم. تعجب کردیم. گفت: یک صحنه از روز عاشورا همیسه قلب منو آتیش می زنه! اشاره کرد به جریان بریده شدن گلوی حضرت علی اصغر(علیه السلام) و این که امام حسین (علیه السلام) خون مقدس او را به آسمان پاشیدند و گفتند: خدایا قبول کن. عملیات والفجر یک مجروح شد. گلوله ای تو آخرین حد بردش. خورده بود به گلوش. وقتی می بردندش عقب؛ از گلوش داشت خون می امد. می گفت: دیگه غیر از شهادت آرزویی ندارم.