**وسط جلسه برای کادر فرماندهی میوه آوردند. بچه ها خسته بودند وگرسنه. آمدند مشغول خوردن بشوند، عبدالحسین نگذاشت.به مسئول تدارکات گفت: این میوه رو برای همه گرفتی یانه؟ گفت: نه حاج آقا این سهم بچه های فرماندهیه که بیشتر از بقیه زحمت می کشند. عبدالحسین ناراحت شد. گفت: ما اینجا نشستیم وداریم نقشه می کشیم؛ نیروهای دیگه هستن که باید این نقشه ها رو عملی کنند و برن توی دل دشمن. آن روز تا برای همه میوه نگرفتند لب به میوه ها نزد.