*زندگینامه

روستای "گلبوی کدن " سال 1331 پذیرای حضور نوزادی به نام عبدالحسین شد. باد وباران، گرما وسرما آمدو رفت وکودک به گرمای محفل علم رسید. سال چهارم دبستان بود که به خاطر بیزاری از عمل زشت معلم طاغوتی و فضای نامناسب، درس ومدرسه را رها کردو در زمین های کشاورزی مشغول کار شد. مأوایش تنها مسجد محل شد ولی همچنان در مبارزه با طاغوت ثابت قدم بود ودر دوران خدمت سربازی به جرم پایبندی به اعتقادات دینی مورد اهانت و آزار افسران ونظامیان قرار گرفت.
سال 1347 با خانواده ای روحانی وصلت کرد که شروع انجام مبارزات او گردید. اعتراضاتش بر خدعه های ر‍ژیم پهلوی از جمله اصلاحات ارضی منجر به ترک محل زندگی در مشهد شد. پس از چندی به کار بنایی مشغول گردید و به مرور زمان در کنار کار مشغول خواندن دروس حوزوی شد ولی به علت اوج گرفتن مبارزات، زندان های پی در پی، شکنجه های ساواک وپیروزی انقلاب اسلامی و ورودش در گروه ضربت سپاه پاسداران از ادامه تحصیل بار دیگر باز ماند.
با شروع جنگ تحمیلی در اولین روزهای دفاع به جبهه رفت وبا رشادت هایی که از خود نشان داد مسئولیت های مختلفی بر عهده گرفت که آخرین مسئولیتش قبل از عملیات خیبر، فرماندهی تیپ18 جواد الائمه(ع) بود وبا همین سمت در 23/12/1363 در عملیات بدر با رمز " یا فاطمة اازهرا(س) " نشان شهادت را در بی نشانی پیکر مطهرش یافت و فرزندانش مرثیه خوان لحظه های فراق شدند.