یا الله این چه بنده ای بود خلق کردی - آخه چطور دلت اومد ما رو هم عصر ایشون خلق نکنی
گفتند حسین خرازی را آوردند بیمارستان. رفتم عیادت. از تخت آمد پایین بغلم کرد. گفت . دستت چی شده؟
دستم شکسته بود .گچ گرفته بودمش.
گفتم هیچی حاج آقا! یک ترکش کوچیک خورده شکسته
خندید
(یا الله یا الله یا الله)
گفت چه خوب دست من یه ترکش بزرگ خورده قطع شده
-------------
حاجی حاظرم هر دو دستم رو بت هدیه بدم ولی یه شب بیایی بخوابم