مادر جان سلام

بگذار تا بغض های فروخورده خویش را با تو بگویم با تویی که سنگ صبور تمامی فرزندان شجاع و دلیرت هستی

نمی دانی چه حالی داشتم وقتی محاصره آغاز شد وقتی غذا و کمک های دارویی رو هم از شما دریغ کردند و وقتی کمر به قتل فرزندانت بستند ، وقتی خانه تان را ویران کردند

مادر مرا ببخش ، به موی سپیدت به خون فرزندان و صبر زینب گونه ات

مرا ببخش که نتوانستم دعوتت را لبیک گویم و با دشمنان دین همچون فرزندانت پیکار کنم.

کاش بودم ، بودم و نمی گذاشتم امیدت را نامید کنند. کاش سپر بلایت میشدم کاش مرده بودم کاش من هم در لابلای آواره خانه ات مدفون می گشتم . کاش می توانستم مرحمی بر دردهایت باشم

ببخش مرا که چون فرزندانت شهید نشدم که امروز شاهد دردها و رنج هایت نباشم.

مادر دیدی وعده خداوند حق بود رحمت خداوند را دیدی دیدی خون فرزندانت با اشغالگرن حیوان صفت چه کرد؟ به چشم خود خواری سردمداران کفر را دیدی ؟ پیرو جوان فریاد تو را سر دادند کودکان و شیرخواران هم به فرزندانت هم صدا و هم اهنگ شدند. مسیحی و یهودی فریاد زدند. باورت نمید اگر بگویم مردم نیویورک هم پرچم های فلسطین را حمل می کردند و فریاد آزادیتان را سر دادند. صهیونیست ها هیچگاه انقدر خوار و زبون نشده بودند و این بار انقدر مست و لایعقل که خودشان هم به جان خودشان افتادند پرچم های سوخته شان را از جهانیان می خواهند و فریاد پیروزی سر میدهند.

 

مادر با اینکه با تمام وجود دیدم که جاء الحق و ذهق الباطل، بوی تعفنشان را حس کردم اما هنوز هم نمیتوانم شاهدادامه حیات این غده سرطانی باشم.

مادر جان دعا کن دعا کن برای سران امت اسلام که روزی از خواب غفلت برخیزند و به حبل الله دست اندازند. دعا کن برای امت عربی که روزی آبروی ریخته شده خود را دوباره بازگردانند و بتوانند جایگاه خود را در امت اسلامی بازیابند.


اللهم عجل لولیک مولانا صاحب الزمان الفرج

  فرزندت مهدی