جنگ تحمیلی فرصتی بود که خیل عظیم ملت ایران نهایت استفاده را از آن بردند و عده ای نیز بی تفاوت از کنار آن گذشتند.
فرصتی برای خود سازی و فرصتی برای گذشتن و چشم پوشی کردن از لذات دنیوی و نفس کشیدن در فضایی که عطر محمدی (ص) را بدون هر گونه گزافه گویی می توان احساس کرد. فرصتی که همه مردم دنیا حسرت آنی از آن را دارند.

بیان بعضی ها آرزو ها و خواسته ها گاه سخت و غیرممکن به نظر میرسد ولی فکر نمی کنم صحبت از انسانهایی که در کنار ما پرورش یافته اند و به نحوی با ما در ارتباط بوده اند خیلی دور از ذهن باشد.
زیباترین و پر افتخار ترین تاریخ بشر در میان گلوله ها و غرش توپ ها شکل گرفت جایی که  هیچکس در مخیله اش  هم نمی گنجید .

اما چه کسی می تواند از این دنیا دل بکند؟
چه کسی می تواند وقتی فرزند خرسالش  به او لبخند می زند  و صدایش می زند آن را به آغوش نکشد و در برابر نگاه های پاک و معصومانه اش بی تفاوت باشد؟
چه کسی می تواندآرامش و راحتی یه زندگی بی دقدقه را با این همه هیاهو و اضطراب جنگ عوض کند؟
چه کسی می تواند بجای تفریح و ماه عسل بعد از ازدواج ، همسرش را هفته ها تنها رها کند؟

صحبت کردن از جامعه ای که شکل گرفت و صحبت از جامعه ای با ارزش های والای اسلامی و ایرانی آنقدر شیرین  است که مانند داستانهای هزار و یک شب به آن علاقمندیم و هر لحظه و هر آن در حسرت آن روزها خاطراتش رو مرور می کنیم با این همه حجم و عمق مسائلی که رخ داده است به قدری گسترده است که شگفتی های آن زمان برای نسل سوم جنگ شاید کم اهمیت جلوه کند.
و این حقیقت تلخی است که ما بعد از گذشت 30 سال هنوز نفهمیدیم که چه بر سر ما گذشته است آنقدر معجزات فراوان بر این مردم حادث شد که به کل معنا و مفهوم معجزه را فراموش کرده اند.
انقلاب اسلامی و شکست ابر قدرتهای  شرق و غرب بقدری عظیم و پر اهمیت بود که هنوز هم دنیا در شوک حاصل از آن بسر می برد. انقلاب اسلامی و  وقایع لبنان و فلسطین ، شکست مفتضحانه آمریکا در عراق و افغانستان و... هنوز هم جهانخواران عالم نفهمیده اند که چه شعله ای را بر افروخته اند.
جنگ و مواجهه با ابرقدرتهای شرق و غرب ، کنترل و مهار درگیری های داخلی (منافقین و اشرار) و خارجی (جنگ تحمیلی ) ،آزاد سازی غرورآفرین خرمشهر ، نصرت خداوند در کمینگاه مرصاد و تسلیم صدام  در برابر خواسته های ملت قهرمان ایران در آخرین نامه اش.