به گزارش سرویس حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس ، آنتونی کردزمن از سرشناس ترین تحلیل گران و کارشناسان نظامی آمریکا است. او 4 کتاب بسیار مهم درباره 4 جنگ بزرگ تاریخ معلصر تالیف کرده است و صدها عنوان مقاله درباره جنگ های مختلف در سراسر دنیا به رشته تحریر درآورده است. بدیهی است که از یک حقوق بگیر پنتاگون نمی توان انتظار داشت در آثار خود بی طرفانه و صرفا با دیدگاه علمی ظاهر شود اما در هر صورت نوشته های او حاوی آمار و اطلاعات نه چنئان دقیق اما روشنگر در زمینه جنگ های مورد نظرش می باشد که نتیجه دسترسی او به اسناد وزارت جنگ آمریکا است. نوشتار زیر تحلیل آنتونی کردزمن از عملیات در شرق بصره است. این نوشتار به فاصله 2 یا 3 سال از پایان جنگ تحمیلی به رشته تحریر در آمده است. به همین دلیل بدیهی است که جنبه عدم تبلیغ به نفع ایران و جلوگیری از هژمونی نظان انقلابی ایران در آن به دقت رعایت شده است. آمار های ارائه شده توسط او عمدتا با تکیه بر اطلاعات ارائه شده توسط سازمان های اپوزوسیون جمهوری اسلامی در آن سال ها تهیه شده است و به همین دلیل دارای سطح بالایی از اغراق و بزرگ نمایی یا کوچک نمایی است اما نکات نزدیک به حقیقت بسیاری نیز در آن به چشم می خورد که حائز اهمیت فراوانی است.

*عملیات کربلای 4 ایران :

با این که ایران بین روز های پایانی سپتامبر و اواخر دسامبر ،حملات زمینی چندانی را انجام نداد، اما به نظر می رسید برای حمله ای گسترده ،آماده می شود. همچنین ادعا شد که در اواسط اکتبر، کرد های حامی ایران و پاسداران، کرکوک را بمباران کرده اند، ادعایی که با توجه به وضعیت سیاسی ایران مدارک چندانی برای اثبات نداشت. باران های زمستانی هم در اواسط نوامبر ، بدون وقفه شروع به بارش کرد.
در واقع جر و بحث های بسیاری بر سر چگونگی ادامه جنگ در میان رهبران ایرانی وجود داشت، اما نمی توان به درستی مشخص کرد که چه اتفاقی افتاد. بر اساس برخی از منابع ایرانی، میان عده ای از فرماندهان با تجربه ارتش و پاسداران و عده ی دیگری از پاسداران و ملا های بلند پایه مانند رفسنجانی ، بحث هایی در گرفته بود. گروه اول از طرف چهره هایی چون (امام) خمینی حمایت می شدند و معتقد بودند باید حملاتی کوچک و دقیق صورت گیرد. در حالی که دسته دوم اعتقاد داشتند باید حملات گسترده ای صورت گیرد که موفقیت آنها بستگی به شور انقلابی و ضعف عراق در مقابل این حملات دارد.
دیگر منابع اعلام کردند که میان فرماندهان ارتش مانند صیاد شیرازی و فرماندهان پاسدار مانند محسن رضایی، اختلافاتی پیش آمده است. بر اساس گزارشات ،نیروهای ارتش خواستار محاصره برنامه ریزی شده بصره از طریق فاو و هویزه بودند. در حالی که پاسداران خواهان حمله ی مستقیم از طریق شط بودند. با این حال ،گروه دیگری از منابع ذکر کرده اند که روابط تسلیحاتی ایران با امریکا باعث شد که رهبرانی چون رفسنجانی، علاقه شدیدی به عملیات های گسترده جدید نشان دهند.
به هر حال، به نظر می رسد، ایران ابتدا بر آن بود که حملات خود را در آگوست آغاز کند. سپس به این نتیجه رسید که حملات خود را در نوامبر تجدید کند. بعضی از نشانه های این پیشروی ها در نوامبر مشاهده شد. زمانی که ایران ادعا کرد یک میلیون زن بسیجی را از ماه سپتامبر سال 1980 تا کنون آموزش داده است و 90 پادگان آموزشی برای زنان تاسیس کرده است. ایران همچنین ادعا کرد 1000 زن را برای استفاده ازموشک انداز آر پی جی و دیگر ماشین های جنگی، آموزش داده است. ایران ادعا کرد پنج تیپ از داوطلبان زن ، در 30 نوامبر ،رو به روی ساختمان مجلس در تهران رژه رفته اند.
رفسنجانی در 3 دسامبر جلسه ای را با فرماندهان نظامی برگزار کرد. وی در حضور 100000 پاسدار و بسیجی و 2000 روحانی سخنرانی کرد و مشخص بود که ایران برای حمله آماده می شود. ایران اعلام کرد که 100000 نیروی بسیجی به سمت جبهه خلیج [فارس] حرکت کرده اند. این آماده سازی همچنان از الگوی سال گذشته پیروی می کرد یعنی زمانی که نیرو های داوطلب پس از ریزش های ماه های اکتبر و نوامبر ،فراخوانده شدند و زمانی که فراخوان اولیه برای به کار گیری آن ها ،در زمستان تأثیر چندانی بر اقتصاد ایران نگذاشت. در تئوری، با این زمان بندی در فراخوان نیرو های بسیج جدید، آنان در طی سه ماه آموزش های جنگی و تکنیک های رزمی را می آموزند و طی یک دوره ی سه تا شش ماهه وظایف خود را به انجام خواهند رساند. سپس به نیرو های بسیجی این اجازه داده می شد که دوباره نام نویسی کرده و یا به خانه های خود برگردند.
بدون در نظر گرفتن مجادلات در میان رهبران ایران، ایران در فراخوان جدید خود منتظر آموزش نیرو ها نماند. ایران در شب 24دسامبر،عملیات جدیدی را با نام کربلای 4 آغاز کرد. زمان بندی این عملیات به گونه ای بود که به نظر می رسید در صدد است کنفرانس سران اسلامی را که قرار بود در اواخر دسامبر برگزار شود، با نگرانی مواجه سازد. حداقل بر اساس یکی از منابع می توان گفت، عملیات بدین منظور انجام شد. هرچند این حمله بخشی از عملیاتی گسترده تر برای محاصره بصره بود.
این حمله یکی از معدود عملیات هایی بود که به وسیله ی پاسداران رهبری نمی شد و نیرو های ایران در جبهه ای 25 مایلی درعرض شط العرب عمل می کردند. دامنه عملیات از منطقه ی ابو الخصیب در نزدیکی جنوب بصره آغاز می شد و تا جزیره ی ام الرصاص در نزدیکی آبادان ادامه داشت. این عملیات متوجه نیرو های لشکر سوم عراق در شرق بصره و نیرو های لشکر هفتم در منطقه ی نزدیک به شبه جزیره ی فاو بود. این مناطق از مستحکم ترین مواضع دفاعی عراق بودند.
منابع در مورد مقیاس حمله آمار بسیار متفاوتی ارائه کرده اند، و ایران هم بعدها در مورد آن اغراق کرد. به نظر می رسد حمله با یورش 15000 نیرو که از جزایر ام الرصاص، ام بابی، قطیه و سهیل محافظت می کردند، آغاز شد. این جزایر نوعی "پل " استراتژیک را بر روی شط بنا می کردند که پهنای آن در این نقطه 480 متر بود. حمله با موج آغازین کماندوها و غواصان که جزیره ی بی دفاع ام الرصاص[!!!] و دیگر جزایر نزدیک آن را اشغال کردند، آغاز شد و بسیار شبیه به شیوه ای که در فوریه گذشته به کار گرفتند.
سپس ایران عملیاتی را در ساعات روز به انجام رساند و مواضع دفاعی جاده شط را در خاک عراق مورد حمله قرار داد. این حمله توسط سپاه موسوم به "محمد رسول الله صلی الله علیه و آله " رهبری شد. این نامی بود که ایران به تلاش های خود برای بسیج کردن 100000 نفر داوطلب داده بود[ طرح اعزام یکصد هزار نفری «سپاه محمد(ص)»].
در حالی که نیرو های با تجربه ای در این عملیات شرکت داشتند، اما اساس عملیات حول نیرو های کم تجربه می گشت. بیش از 60000 نیروی پاسدار و بسیجی از شط عبور کرده و به جزیره ی ام الرصاص و خاک عراق رسیدند.
زمانی که نیرو های تلاش کردند در جاده شط به سمت بصره حرکت کنند، از طرف نیرو های ارتش حمایت اندکی را دریافت کردند. این حمایت شامل آتش توپخانه مستقر در عرض شط بود. بسیاری از نیرو های ارتش ایران در مواضع رو در روی بصره و یا جبهه مرکزی مقابل بغداد مستقر شده بودند. خصوصیات تاکتیکی این نیرو ها در مقابل نیرو هایی که به فاو حمله کردند، بسیار ضعیف تر بود. این نیرو ها بایستی مواضع مستحکم دفاعی در عقبه ی ام الرصاص را مورد حمله قرار می دادند و در ادامه باید از سیم های خاردار و میدان های مین عبور می کردند و علیه مواضعی می جنگیدند که پوشش آتش آن ها بر روی منطقه ،بسیار عالی بود.
ترکیب بندی نیرو های حمله نیز بسیار ضعیف بود. نیرو های ایرانی از تاکتیک های نفوذی مناسبی استفاده نکردند، البته در ابتدای حمله پوشش شبانه را مورد استفاده قرار دادند. فرماندهان ایرانی نیرو های خود را در حملات مستقیم علیه مواضع مستحکم دفاعی عراق به کار گرفتند. در واقع برنامه ریزی عملیات کربلای 4 بسیار ضعیف بود و در مقایسه با عملیات ضعیف بنی صدر در آغاز جنگ، عده ی بیشتری از نیرو های ایرانی را به کشتن داد. این عملیات به حملات پیاده نظام نیرو های بریتانیا، فرانسه و آلمان علیه مواضع دفاعی مستحکم ، در جنگ جهانی اول شبیه بود.
پس از گذشت یک روز و نیم از حمله، ایران متوجه اشتباه خود در حمله مستقیم به مواضع دفاع عراق شد. نیرو های ایرانی نه تنها در اثر آتش مستقیم کشته می شدند، بلکه بسیاری از آن ها مورد حمله ی بالگرد ها و جنگنده ها واقع شدند و بسیاری از نیرو های آبی- خاکی در طول نبرد غرق گردیدند. ایرانی ها تا کناره های شط عقب نشستند و با اینکه متخصصین در مورد مقیاس عملیات اختلاف دارند، اما بیشتر آنها تعداد کشته و زخمی ایران را بین 9000 تا 12000 نفر تخمین می زنند. عراقی ها ادعا کردند در مقابل هر عراقی، 100 ایرانی کشته شده است. در نتیجه 60000 تا 90000 ایرانی مجروح و 10000 نفر نیز کشته شده اند. در مقابل عراق متحمل 1000 تا 2000 کشته شد. همچنین ادعای ایران مبنی بر کشته و زخمی شدن 9500 تا 14000 نفر از عراقی ها کاملاً بی اساس است.

* "عملیات نهایی " ایران علیه بصره:

شکست ایران در کربلای 4 مانع تلاش های ایران برای اشغال عراق نشد. تنها چند هفته پس از کربلای 4 ایران دو عملیات جدید را آغاز کرد: اولین عملیات کربلای 5 نام داشت و به قصد تصرف بصره انجام شد. دومین عملیات کربلای 6 نام گرفت و علیه مناطق شمالی بغداد، مناطق میان قصر شیرین و سومار صورت گرفت. در میان این دو عملیات، کربلای 5 عملیات مهمتری بود. همچنین برنامه ریزی آن نیز بهتر صورت گرفته بود.
ایران از سال 1985 برای حمله ای گسترده به بصره طرح های زیادی را امتحان کرده است. در طول تابستان و پاییز سال 1986 ایران تمرینات زیادی را در سواحل خزر و بندر انزلی انجام داد تا بدین وسیله امکان عملیات در موانع آبی مقابل بصره را بسنجد. در این تمرینات نیرو های چند تیپ شرکت داشتند. این یکی از آمادگی های جدی ای بود که نیرو های ایرانی پس از شکست در بهار سال 1984، کسب می کردند.
در اوایل ژانویه، ایران 200000 نفر از نیرو های خود را در جبهه های جنوب مستقر کرد و همین تعداد را نیز عراق به جبهه آورد. اما تعداد نیرویی که در عمل وارد عملیات شدند بیش از 120000 تا 140000 نفر نبودند که بیشتر آن ها را نیرو های پاسدار و بسیج تشکیل می دادند. 60000 نفر از این نیرو ها در حمله ی آغازین از مرز شلمچه که 20 کیلومتر با بصره فاصله داشت، به سرعت پیش روی کردند. 60000 نفر دیگر آماده بودند که به سرعت جایگزین شوند و 80000 نفر دیگر نیز در عقبه آماده ی انجام وظیفه بودند. 70 درصد این نیرو ها بسیجی و پاسدار و 30 درصد بقیه ،نیروی ارتشی بودند.

*ترجمه و تنظیم: خبرگزاری فارس-محمدعلی صمدی