خبرگزاری فارس: در عملیات کربلای 5 ، با این که جهت تک ایران‌،‌مخالف آرایش دفاعی عراق بود، اما نبرد سختی به وقوع پیوست . ارتش عراق با تمام توان به مقابله پرداخت و بیش از 130 تیپ و لشکر را به صحنه کارزار آورد.سپاه نیز توان زیادی به میدان آورد که البته بیش از 30 یگان نبود.


به گزارش سرویس حماسه و مقاومت خبرگزاری فارس ، دی ماه سال جاری بیست و چهارمین سالگرد « عملیات کربلای 5 » است. نبردی به جرئت می توان آن را شدیدترین جنگ خاورمیانه ( چه به لحاظ وسعت منطقه درگیری و چه از نظر میزان تسلیحات به کار رفته) دانست. حتی حمله آمریکا به عراق در جنگ اول و دوم خلیج فارس از چنین سطح تقابلی بر خوردار نبود. در آن دو جنگ عراق تقریبا با دریافت اولین ضربات ، دستان خود را بالا برد اما در کربلای 5 بیش از یک ماه هر دو طرف با تمام توان پنجه در پنجه هم انداختند و مقاومت نمودند.
خبرگزاری فارس در نظر دارد برای نخستین بار ویژه نامه ای را در باره این عملیات بزرگ و سرنوشت ساز منتشر سازد. امید است که قبول درگاه حق واقع شود.


*تحمیل جنگ ایران

سال‌های پایانی قرن بیستم، شاهد جنگ‌ها و حوادث کم و بیش تلخ و در عین حال عبرت آموزی بود که همچون همیشه تاریخ در یک سوی آن، آثار تجاوز و درنده‌خویی آتش افروزان هویداست و در سویی دیگر دفاع از حیثیت و ارزش‌های انسانی توام با فداکاری و صداقت و مظلومیت جلوه‌گری می‌کند.
سرگذشت جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نیز در همین مقوله جای دارد که در یک سو، تجاوز است و در سوی دیگر دفاع. این جدال نابرابر مدت هشت سال بر کشور ما سایه انداخت و در عین حال دیگر کشورهای منطقه خاورمیانه و خلیج فارس و بخش‌هایی از جهان را تحت تاثیر قرار داد.
خاورمیانه و خلیج فارس همواره از موقعیت سو‌ق‌الجیشی و استراتژیکی بالایی برخوردار بوده است. از طرف دیگر ایران یکی از کشورهای با اهمیت این منطقه به حساب می‌آید که متاسفانه در سده گذشته، حکام آن در نظام دو قطبی حاکم بر جهان، توسط ابرقدرت‌ آمریکا به ابزاری برای چپاول منابع این کشور مبدل شده بودند.
این وضعیت ادامه داشت تا آن گاه که خیزش دینی مردم، به رهبری بزرگمردی همچون امام خمینی (ره) در سال 57 هجری شمسسی رهایی این کشور را رقم زد.
این اتفاق ساده‌ای نبود که قدرت گرایان به سادگی از کنار آن بگذرند. از این رو، برخورد با انقلاب اسلامی تازه به ثمر رسیده ایران در اشکال گوناگون آغاز گردید به طوری که باقی مانده سال‌های پایانی دهه 50 را باید دوره توطئه و دسیسه با هدف در هم کوبیدن نظام نوپای کشور نامید. پدیده‌ای نامیمون که سرانجام جنگی طولانی را بر کشور ما تحمیل نمود.
با پیروزی انقلاب اسلامی، سیاست خارجی آمریکا در منطقه دچار شکست بزرگی شد به طوری که در پی سقوط و سرنگونی رژیم پهلوی در ایران، پیمان سنتو، از هم پاشید و در نتیجه آن حلقه محوری کمربند امنیتی غرب به دور مرکزیت کمونیزم و ابرقدرت شرق گسسته گردید و استراتژی منطقه‌ای آمریکا، بازوی قدرتمند نظامی خود را از دست داد.
بر این اساس، قدرت‌های بزرگ و بویژه آمریکا برای مقابله با انقلاب اسلامی ایران،‌استراتژی‌های گوناگونی را طراحی کردند، از جمله، تقویت برخی گروه‌های داخلی کمک به مخالفان انقلاب، طرح کودتا و ... ولی هیچ یک نتوانست آنها را به مقصود برساند. سرانجام دولت عراق برای اقدام نظامی علیه ایران مناسب دیده شد و با تائید و تشویق‌ و قول‌های مساعد همکاری نظامی و اقتصادی و سرازیر کردن تسلیحات به این کشور، زمینه‌های آغاز جنگ فراهم آمد.

*نگاهی به موقعیت عراق در منطقه

در بین کشورهای همسایه جمهوری اسلامی ایران، عراق از اهمیت بسزایی برخوردار است.
سرزمین بین النهرین (عراق) بنا به نظر مورخین در بردارنده یکی از قدیمی‌ترین تمدن‌های بشر است و اولین شهرهای جهان با سکونت و اشتغال افراد به کار کشاورزی در بین النهرین ایجاد گردیده است.
کشور عراق دارای طولانی‌‌ترین مرز مشترک با جمهوری اسلامی ایران است.
بر اساس ارزیابی‌های موجودف کشور عراق با دارا بودن قریب یکصد میلیارد بشکه ذخایر شناخته شده و در اختیار داشتن بیش از 2/11 درصد از سهم جهانی جزو بزرگترین تولید کنندگان نفت در جهان محسوب می‌گردد.
وجود عتبات عالیات (مرقد مطره شش تن از ائمه معصومین علیهم السلام) و همچنین قبور متبرک بسیاری از خاندان پیامبر گرامی اسلام (ص) و جمعی از یاران و صحابه ایشان در این کشور، در طول تاریخ همواره باعث توجه شیعیان جهان به عراق بوده است.
سرزمین عراق در قرون گذشته، سال‌های متمادی بخشی از امپراتوری ایران بوده است و پس از استیلای اعراق مسلمان بر ایران، عراق به عنوان مرکز خلفای عباسی به شمار رفته و شهر بغداد پایتخت عباسیان قرار گرفت.
این کشور بین مدار 36/5- 29 درجه شمالی و 38-48 درجه طول شرقی قرار دارد. این کشور از جنوب با کشورهای کویت و عربستان، از سمت غرب با اردن و سوریه، از شمال با ترکیه و از شر با جمهوری اسلامی ایران همسایه است. با توجه به قرار گرفتن این کشور در شش تا چهارده درجه از مدار راس السرطان به عنوان گرمی‌ترین مدار نیمکره شمالی و وجود ارتفاعات کوهستانی شمال کشور و جریان بادهای محلی، باعث اعتدال نسبی آب و هوا در آن گردیده است.
سرزمین عراق در جنوب غرب آسیا و در جنوب غربی فلات ایران واقع شده و در پل ارتباطی زمینی و هوایی آسیا و آفریقا و تا حدی آسیا و اروپا قرار گرفته است. این موقعیت به همراه سایر عوامل، موجب اهمیت عراق در طول تاریخ بوده است. تنها راه عراق به دریای آزاد، محدود به اروند رود (مشترک بین جمهوری اسلامی ایران و کشور عراق) و یک ساحل قریب به 45 کیلومتر در حاشیه شمال غربی خلیج فارس و آبراه خور عبد الله (مشترک بین عراق و کویت) می‌باشد.
این کشور دارای وسعتی معادل 434924 کیومتر مربع است و از نظر شکل، شبیه مثلثی است که راس آن به سمت کویت و خلیج فارس و قاعده آن هم مرز با کشورهای سوریه و ترکیه می‌باشد. از لحاظ تاریخی سرزمین عراق از نخستین مراکز تمدن بشری است، کهن‌ترین تمدن شناخته شده در بین النهرین که مربوط به چهار هزار سال قبل از میلاد است، مربوط به تمدن سومریان می‌باشد. زمانی که قوم سومر از مساکن محدود خود در شبه جزیر عربستان به این سرزمین مهاجرت کرد و در دشت‌های آن اقامت گزید و از مزایای زندگی در کنار رود برای رونق دادن به کشاورزی بهره مند شد. بدین ترتیب ساکنان حوزه‌های دجله و فرات، نخستین کسانی بودند که شیوه زندگی صحراگردی و چادر نشینی را رها کردند و زندگی و زندگی یکجا نشینی و استقرار در آبادی‌ها را آغاز کردند. تمدن سومری از سال 2800 تا 2600 قبل از میلاد ادامه یافت، تا در این سال توسط سلسله آشوری‌ها سقوط کرد. سلسله بعدی، هیئت‌ها بودند که از آسیای صغیر وارد بین النهرین شده و با تشکیل کاسیت به مدت پانصد سال تا سال 722 قبل از میلاد بر بین النهرین حکومت کردند. آشوری‌ها برای انتقام گرفتن از هیئت‌ها از شمال به سمت جنوب هجوم آوردند و سلسله کاسیت را شکست دادند.
امپراتوری بابل سرانجام در سال 539 ق. م به دست کوروش و امپراتوری کورش به دست اسکندر مقدونی پایان یافت. امپراتوری اسکندر بین سرکردگان سپاه وی تقسیم گشته و ایران و مصر به سلوکوش سر سلسله سلوکی داده شد و سلوکی‌ها به دست اشکانیان از بین رفتند. امپراتوری اشکانی نیز در سال 216 میلادی منقرض گردید و بخش شرقی آن در اختیار ساسانیان و قسمت غربی به دست رومیان افتاد.
با ظهور دین مبین اسلام، امپراتوری ساسانی مغلوب مسلمانان شد. پس از رحلت رسول اکرم (ص) سپاه اسلام سرزمین بین النهرین را تصرف کرد و مردم آن، اسلام را پذیرفتند و نام عراق بر این سرزمین گذارده شد. این سرزمین سپس به تصرف امپراتوران عثمانی درآمد و بعد از شکست عثمانی‌ها، در پایان جنگ جهانی اول، سرزمین عراق، زیر نظر دولت انگلیس قرار گرفت و در سال 1932 میلادی استقلال پیدا کرد و رژیم سلطنتی امیر فیصل در این کشور برقرار شد.
رژیم سلطنتی عراق در سال 1958 میلادی در اثر کودتای نظامی عبد الکریم قاسم برچیده شد و پس از کشتار خاندان فیصل عبد الکریم قاسم به ریاست جمهوری رسید و پس از او عبد السلام عارف و سپس برادارش عبد‌ الرحمن عارف و احمد حسن البکر به ریاست جهوری رسیدند و سپس صدام حسین ریاست جمهوری عراق را به عهده گرفت.
مردم این کشرو از تیره سامی به شمار می‌روند، به اضافه تعداد زیادی از کردها و ایرانیان آریایی هستند. قسمت اعظم سکنه این کشور را اعراب تشکیل داده‌اند. مهم ترین گروه بعد از عرب‌ها، کردها هستند که به حدود 4/5 میلیون نفر بالغ شده و بیشتر در نواحی شمال کشور سکونت دارند.
در بررسی جغرافیایی طبیعی عراق مشاهده می‌شود که قسمت اعظم کشور را جلگه‌ها و بیابان‌ها پوشانده‌اند. مرکز این کشور را ناحیه‌های مسطح به نام بین النهرین تشکیل داده است که دو رودخانه عظیم دجله و فرات در آن جریان دارند. ارتفاعات این منطقه به تدریج هر چه سمت مغرب (بیابان شرقی سوریه و شمال رودخانه فرات) و جنوب غربی (شمال فلات مرتفع عربستان سعودی) پیش رود، افزایش می‌یابند، در منطقه شمال و شمال شرقی، ادامه ارتفاعات ترکیه و ایران و نیز در جهت شمال غربی - جنوب شرقی کشیده شده‌اند. این سلسله جبال به وسیله رودخانه دجله و شعب آن قطع گردیده است.
رودخانه‌های دجله و فرات که طور این کشور را از شمال به جنوب طی می‌کنند، از کوه‌های تروس ترکیه سرچشمه می‌گیرند. جریان رودخانه فرات آهسته و گل آلود بوده و فاقد شعبی در خاک عراق می‌باشد. و فقط سیلاب فصلی از سمت مغرب و جنوب به آن ملحق می‌شود. بستر آن تا حدی عمیق بوده و کشتی‌های کوچک بر روی آن حرکت می‌کنند. رودخانه دجله که در سمت چپ آن جریان دارد، بر عکس، از تعدادی رودخانه مهم و دائمی آبگیری می‌کند. میزان آب آن زیاده بوده و در مسافت طویلی قابل استفاده کشتی‌های بزرگتر می‌باشد. این دو رودخانه در مسافت 150 کیلومتری و قبل از ورود به خلیج فارس به هم ملحق شده و اروند رود را تشکیل می‌دهند.
از بعد جغرافیای انسانیف طبق سرشماری سال 1991 میلادی، جمعیت این کشور قریب 5/19 میلیون نفر اعلام شده است. پایتخت این کشور شهر بغداد بوده و دیگر شهرهای معروف آن عبارتند از: بصره، کربلا، موصل، کرکوک، نجف، سامرا، کاظمین، اربیل، خانقین، کوت، العماره، آمادیا، مخمور، الغریزید، آمارا، ناصریه، سامدا، هیلا، سلیمانیه، باکیا، و تیلان.
مهم‌ترین اقوام عراق عبارتند از اعراب نژاد سامی که 77 درصد جمعیت آن را تشکیل می‌دهند و بخش اعظم آنها شیعه هستند. پس از آنان اکراد، از نژاد آریایی بوده و در طول تاریخ، آداب، سنن، فرهنگ و زبان خود را حفظ کرده و در مناطق کوهستانی شمال کشور زندگی می‌کنند و فریب نوزده درصد جمعیت عراق را تشکیل می‌دهند. یا تا دو درصد جمعیت، ترک‌ها، ترکمن‌ها می‌باشند.
جمعیت ایرانیان ساکن در عراق نیز یک درصد هستند که عموما در شهرهای مذهبی ساکن می‌باشند. آسوریان و ارامنه نیز یک درصد از جمعیت را تکشیل می‌دهند و مسیحی‌ هستند. در حال حاضر بیش از 70 درصد جمعیت عراق ساکن شهرها می‌باشند.
این کشور دارای امکانات وسیع طبیعی است. در گذشته نزدیک چهارمین تولید کننده نفت (بعد از کویت، عربستان و جمهوری اسلامی ایران) بوده است. لیکن زمینه مهم و اصلی اقتصاد این کشور، کشاورزی است که مهم‌ترین منبع در آمد مردم نیز می‌باشد.

*آغاز جنگ تمام عیار

رژیم تا دندان مسلح صدام در یک جنگ تمام عیار سراسری از زمین و هوا و دریا، کشورمان را مورد حمله قرارداد و بخش‌هایی از مناطق مرزی اعم از شهرها و روستاها را به تصرف درآورد. جنگ تحمیلی عراق علیه ایران از سال 1359 تا 1367 به طول انجامید. هر چند که اسناد گویای آن است که عراقی‌ها قبل از هجوم سراسری 31 شهریور ماه 1359 تجاوزات متعدد مرزی علیه جمهوری اسلامی داشته‌اند.
صدام حسین رئیس حکومت بعثی عراق مدعی گردید که معاهده 1975 الجزایر که امضای وی پای آن نقش بسته است به هنگام ضعف بغداد به نفع ایران تنظیم شده و اینک که عراق در موضع قدرت قرار دارد،‌نمی‌تواند آن را تحمل کند. تجاوز عراق در ابتدا با موفقیت توام بود. شهر بندری و استراتژیک خرمشهر تا اوایل زمستان همان سال شروع جنگ به اشغال درآمد و نظامیان عراقی در وسعت زیادی از خاک ایران استقرار یافتند. این وضع تا اواخر سال 1360 که ایرانی‌ها توانستند بخش‌های قابل توجهی از سرزمین‌های اشغالی را آزاد کنند ادامه داشت. با این وجود هنوز هزاران کیلومتر مربع از خاک ایران در اختیار دشمن قرار داشت و رزمندگان اسلام چاره‌ای جز مقاومت و دفاع مستمر علیه اشغالگران نداشتند. برای نخستین بار در تاریخ معاصر ایران دولت و مردم مصمم بودند حتی یک وجب از خاک کشور را به بیگانه ندهند. در گذشته قسمت‌های مهمی از این سرزمین در اشغال و تصرف دائمی دولت‌های همسایه درآمده بود. تلخی این پدیده و مانند آن همواره در ذائقه مردم کشور ما باقی است و هر نسل آنگاه که با تاریخ وطن خود آشنا می‌گردد، از این که در آن هنگام دولت‌های موقت و پدرانشان در برابر دشمن و متجاوز، مقاومت لازم را نداشته‌اند، متاسف و متاثر می‌شود.
در زمان ما، امام خمینی (ره) رهبر و بنیانگذار انقلاب و نظام اسلامی دستور مقاومت و نبرد با دشمن متجاوز تا دفع کامل آن را صادر نمودند. امام (ره) به درستی معتقد بودند چنانچه متجاوز تنبیه نشود شرارت‌هایش ادامه خواهد داشت. عملکرد عیان و نهان قدرت‌های جهانی، تعدادی از کشورهای همسایه و شورای امنیت سازمان ملل نیز گویای یک توافق شوم علیه جمهوری اسلامی بود. از این رو مقاومت سرسختانه و رویارویی دلیرانه ملت سلحشور ایران به عنوان الگویی ماندگار بروز نمود.
انجام ده‌ها عملیات بزرگ، متوسط و کوچک علیه اشغالگران که از همان روزهای اولیه تجاوز صورت پذیرفت، عزم رزمندگان را برای پاکسازی خاک میهن از بیگانه نشان می‌داد. در عین حال بعضی از عملیات به لحاظ گستردگی و اهمیت، از برجستگی‌های خاصی برخوردار بودند که از آن میان می‌توان به عملیات‌های طریق‌القدس، فتح‌المبین، بیت‌المقدس، والفجر هشت و کربلای پنج اشاره نمود.

*عملیات کربلای پنج در یک نگاه

عملیات کربلای پنج در حالی به انجام رسید که شش سال از شروع تجاوز رژیم بعث عراق به خاک ایران می‌گذشت.
رزمندگان اسلام طی این مدت ضمن آزادی بخش‌هایی از مناطق اشغالی، به تعقیب دشمن نیز اقدام نمودند که از آن میان آزادسازی بندر فاو دارای اهمیت به سزایی بود. در عین حال حرکت به طرف بصره می‌توانست رژیم بغداد را با مشکلات جدی مواجه سازد. همین امر سبب گردید فرماندهان و مسئولان جنگ، عملیات کربلای پنج را طراحی کرده و به اجرا درآورند.
همه این تلاش‌ها و مجاهدت‌ها از آن رو صورت می‌گرفت که با استمرار فشار بر عراق، رژیم بعثی مجبور به خروج کامل از خاک ایران گردد. بدون تردید چنانچه مجامع جهانی به طور جدی و علنی با متجاوز برخورد می‌نمودند. عوارض و خسارات ناشی از ادامه جنگ با هزینه کمتری صورت می‌پذیرفت.
توضیحات مسئولان جنگ در این مقطع می‌تواند تا اندازه‌ای روشنگر عظمت و بزرگی عملیات کربلای پنج باشد:
پس از فتح خرمشهر به طرف بصره رفتیم و بعضی از نیروهای ما از همین کانال ماهی هم عبور کردند. دشمن فهمید که یکی از اهداف عملیات ما کجاست و آن چنان وضعی در شرق بصره به وجود ‌آورد که در دنیا بی‌سابقه بود. محکم‌ترین خط دفاعی دنیا را ایجاد کرد که این نوع خط دفاعی در شوروی، ویتنام، اطراف اسرائیل و در دیگر کشورها هم به وجود نیامده بود. بیابانی را که عرضش ده تا دوازه کیلومتر است،‌مین کاشتند و روی آن را آب انداختند. بعد هر قسمتی از آن را با سیم خاردار جدا کردند و وسط آن را چند دژ جاده مانند ساختند. سنگرهای عظیم در آن تعبیه کردند و در آن تونل و نیروهای انسانی گذاشتند که دائما منطقه را مدنظر داشتند. با دوربین "دید شب " همه چیز را تشخیص می‌دادند و چند کیلومتر منطقه را تحت نظر داشتند. رزمندگان ما از این آب گذشتند و وارد زمین عراق شدند. عراقی‌ها نوعی سد دفاعی به وجود آوردند که تقریبا بی‌نظیر بود. این سد حدود شش متر ارتفاع داشت و بعضی قسمت‌های این سد (که وسط آن یک کانال داشت و) عقبش به صورت اتاق مجهز و در جلوی آن پله‌هایی داشت با انواع تیربارهای جدید مسلح بود. از ابتکارات عراقی‌ها این بود که تیربارهایی را مورد استفاده قرار دادند که به خیال خودشان کاربردش برای نیروهای ما ناآشنا باشد،‌چون معمولا وقتی که رزمندگان ما وارد سنگر دشمن می‌شدند، سلاح‌های آنان را به غنیمت می‌گرفتند. مقابل این استحکامات حدود دو کیلومتر کمین در آب بود که رزمندگان باکمین برخورد کنند تا وقتی که کمین تیراندازی کرد،‌نیروهای خطوط عقب هوشیار شوند. به رغم تمام این موانع، رزمندگان اسلام توانستند از این خطر عبور کنند و از چند کیلومتر آب، در شب مهتابی بگذرند.
تصور کنید رزمنده‌ای می‌خواهد چند کیلومتر در شب زمستان خط را بشکند و با کوله‌بار سنگین خود از این آب عبور کند، شما در تلویزیون اسرای هیکل‌دار عراقی‌ را دیدید که چگونه از این آب عبور می‌کردند. آنان در حالی که وحشتی نداشتند وقایق‌ها هم هدایت‌شان می‌کردند، باز افتان و خیزان رد می‌شدند. رزمنده‌ای که کوله‌بار دارد و می‌خواهد تدارکات 24 ساعت بعد خود را همراه داشته و غذا،مهمات،‌وسایل ضد سلاح شیمیایی، تفنگ و همه اینها را همراه داشته باشد،‌اینها بار سنگینی است.
رزمندگان اسلام گاه مجبور بودند از زیر آب عبور کنند. بعضی جاها مجبور بودند سینه‌خیز در آب راه بروند و بعضی‌ جاها ایستاده و یا به زانو بروند و هر جایی از آب که می‌روند یا مین است یا گلوله‌های منفجر نشده. این منطقه پنج سال بود که گلوله ریخته و تمام کف آن را فلزات قطعه قطعه شده پوشانده بودند و این سد پنج شش کیلومتری این طور بود و بیش از ده تا پانزده کیلومتر هم قسمت‌های کانال ماهی و دژهای وسط راه و جزیره بوبیان هم در اینجاست. رزمندگان ما همه اینها را ظرف چند ساعت شکستند و از آن عبور کردند. در این مسیر عبور با قایق ممکن نبود. چون در بعضی نقاط ارتفاع آب حداکثر بیست تا سی سانتی‌متر بود و عبور با قایق مشکل بود.
رزمندگان اسلام این موانع را باید پشت سر بگذارند و سیم‌های خاردار را قیچی کنند و تازه در آن طرف باید با زبده‌ترین نیروهای عراقی بجنگند. تمام این کارها را این پیشتازان شما و این جوانانی که شما آنان را در خانه‌تان مردم معمولی به حساب می‌آوردید، انجام دادند و چنین سدی را شکستند که با منطق جور درنمی‌آید. نظامیان درس خوانده و دانشگاه جنگ دیده قبول نمی‌کنند که بتوان چنین کاری کرد و چنین ریسکی را نمی‌پذیرند که نیرو آن طرف آب برود و صبر کند تا از پشت حمایت شود و اینها رفتند و خط را شکستند.

*عراق در موضع انفعال

حدود یک سال قبل از عملیات کربلای پنج، بندر فاو عراق سقوط کرد. رزمندگان ایرانی با انجام عملیاتی بزرگ توانستند ضربه‌ای سنگین بر ماشین نظامی رژیم حاکم بر عراق وارد سازند.
این امر موجب بر هم خوردن موازنه به نفع ایران گردید و عراق از لحاظ سیاسی، نظامی و روانی در موضع انفعالی قرار گرفت. این مسئله زمینه مناسبی بود تا سرنوشت جنگ به نقطه نهایی هدایت شود. منطقه عمومی بصره در جنوب، مهمترین زمینی بود که برای انجام یک عملیات سرنوشت‌ساز مورد توجه فرماندهان و مسئولین جنگ قرار داشت.
در عین حال تا این زمان عملیات‌های متعددی همچون عملیات رمضان، بدر،‌خیبر، والفجر هشت، طی سال‌های 1361 تا 1364 در آن انجام گرفته بود. تنها منطقه‌ای که در آن عملیات صورت نگرفت،‌ "ابوالخصیب " و جزیره "مینو " همچنین بخشی از زمین "شلمچه " بود که در میان هدف‌های مطرح شده در اطراف بصره، به دلیل نزدیکی به این شهر با اهمیت‌تر از بقیه تلقی می‌شد. به همین دلیل استحکامات،‌تجهیزات و یگان‌های دشمن نیز در این زمین با تاکید بر شلمچه، به میزان بیشتری از سایر مناطق عملیاتی آرایش یافته بود. از سوی دیگر از جمله دلایل عدم انجام عملیات در این زمین، عبور از رودخانه اروند محسوب می‌شد که سازمان رزم خودی از چنین تجربه‌ای برخوردار نبود اما پس از نبرد فاو و غلبه اسطوره‌ای بر رود خروشان اروند، این مانع بزرگ نیز از ذهن فرماندهان کنار رفت. همچنین بازدهی سه سال عملیات آبی- خاکی و عبور از رودخانه در جنوب، عامل دیگری بود که در انتخاب منطقه مذکور، موثر واقع شد و بالاخره موقعیت بسیار مهم شهر بصره نیز بر اهمیت این منطقه می‌افزود؛ زیرا در منطقه ورود به خاک عراق، بصره و نواحی نزدیک به آن به عنوان هدف اصلی استراتژیک نظامی ایران انتخاب و بر نقش منطقه شرق بصره در تامین سرنوشت جنگ،‌تاکید گردید.
ارتش عراق بعد از ناکام گذاشتن عملیات کربلای چهار درصدد بهره‌برداری از فرصت به دست آمده و کسب ابتکار عمل برآمد. شواهد و قرائن نشان داد که چنانچه در شرایط موجود تغییر ایجاد نمی‌شد،‌دشمن در موقعیت برتر قرار می‌گرفت اما عملیات در زمین شلمچه که دشمن مستحکم‌ترین موانع و مواضع را در آن داشت، بسیار دشوار و محتوم به شکست به نظر می‌آمد.
در سراسر خطوط درگیری با دشمن در منطقه شرق بصره، محور شلمچه از استحکامات منحصر به فردی برخوردار بود. رها کردن آب، ایجاد موانع، میادین مین، کمین و ... تدابیری بود که عراق برای بازداشتن ایران از حمله به این محور و در صورت اقدام، امکان سرکوب آن، به کار بست. البته مسئله آب و کمین، قبل از خط دفاعی امکان حمله را از نیروهای مهاجم سلب می‌کرد. بعد از آن موانع بزرگ و وسیع، اولین خط پدافندی احداث شده بود.
این خط دژی بود با ارتفاع بلند و عرض زیاد که در میان آن انواع موانع کار گذاشته شده و پشت خط اول، چند موضع هلالی شکل احداث شده بود. دومین خط (خط سیل‌بندی) دشمن به فاصله صد متر از خط اول و به موازات آن قرار داشت. خط‌های سوم و چهارم و پنجم دفاعی نیز تا نهر "دوعیجی " و نهر "جاسم " با پیچیدگی‌های بیشتر، آرایش دفاعی دشمن را تشکیل می‌داد. رده ششم و هفتم شامل کانال زوجی و مثلثی‌های غرب کانال زوجی بود. محورهای "کانال‌ ماهی "‌ و پاسگاه "بوبیان " نیز هر کدام به نسبت از استحکامات قابل توجهی برخوردار بودند، بنابر این با توجه به استحکامات ایجاد شده و هوشیاری وحساسیت دائمی دشمن نسبت به تحرکات نظامی ایران، شکستن خطوط منطقه شلمچه و عبور از این مواضع پیچیده، غیرقابل تصور تلقی می‌شد، به ویژه این که دشمن با در اختیار داشتن دکل‌های بلند دیده‌بانی در غرب اروند رود،‌هرگونه تردد نیروهای خودی را زیر نظر و کنترل داشت.
در سال 65 عملیات کربلای چهار در منطقه شرق بصره و شلمچه موفقیتی در بر نداشت. همین مسئله باعث به وجود آمدن مشکلاتی در صحنه سیاسی و نظامی کشور گردیده بود. از طرفی نیروها و امکانات زیادی در منطقه وجود داشت و دشمن نیز تصور عملیاتی دیگر از سوی سپاهان اسلام را نداشت. در چنین شرایطی سپاه طی تصمیمی حساس، به سرعت خود را آماده ادامه عملیات ناتمام قبلی نمود به طوری که در فاصله دو هفته پس از توقف عملیات کربلای چهار، مراحل مختلف شناسایی و طراحی مانور عملیات کربلای پنج به انجام رسید. آمادگی کلی عقبه‌ها و واحدهای پشتیبانی که در منطقه مستقر بودند، این امکان را برای فرماندهان فراهم ساخت که برای عملیات بعدی فقط به تعیین منطقه نبرد و سازماندهی متناسب با آن بیندیشند.
آغاز عملیات کربلای پنج در منطقه عمومی شلمچه در تاریخ نوزدهم دی ماه 1365 نشاندهنده قابلیت‌های سازمان سپاه، خلاقیت و جسارت تصمیم‌گیری این نهاد در شرایط بحرانی بود که در میان ناباوری وغافلگیری عراق و سایر طرف‌های تحمیل جنگ به کشورمان صورت پذیرفت.
با این که جهت تک ایران‌،‌مخالف آرایش دفاعی عراق بود، اما نبرد سختی به وقوع پیوست و از آنجا که هر گام پیشروی در این زمین یک قدم به سوی بصره به شمار می‌رفت، ارتش عراق با تمام توان به مقابله پرداخت و بیش از 130 تیپ و لشکر را به صحنه کارزار آورد.
سپاه نیز توان زیادی به میدان آورد که البته بیش از 30 یگان نبود. همچنین توپخانه و نیروی هوایی خود را نیز با آخرین ظرفیت به کار گرفت. صحنه نبرد آکنده از دود و آتش بود. شدت آتش دو طرف به حدی بود که هیچ چیز بر روی زمین سالم نماند و تخلیه اسرا به سختی میسر بود. مقدار گازهای موجود در هوا به حدی زیاد بود که تنفس را مشکل می‌ساخت. با این همه پیچیدگی مانور و فشار فوق‌العاده رزمندگان مرحله به مرحله و خط به خط، عراق را وادار به عقب‌نشینی کرد و بصره در آستانه سقوط قرار گرفت. پیشروی ایران در خط جاسم، آخرین رده دفاعی عراق، آن هم پس از پانزده روز نبرد پیاپی متوقف شد.
کمبود یگان پیاده و نیروی زرهی، مانع از آن شد که رزمندگان با برداشتن گام آخر به یک پیروزی بسیار بزرگ‌تر از آنچه به دست آمده بود، نائل آیند. در این عملیات بیش از 130 یگان عراق وارد عمل شد که اکثر آنها بیش از 50 درصد مابقی بین 10 درصد تا 35 درصد منهدم شدند.
همچنین صدها دستگاه تانک، قبضه توپ، خودرو و ده‌ها فروند هواپیما ساقط گردید و وسایل زیادی به عنوان غنیمت به دست رزمندگان افتاد. از جنبه نیروی انسانی نیز ده‌ها هزار نفر از ارتش عراق کشته، زخمی و چند هزار نفر اسیر شدند.
نتایج مذکور یک بار دیگر موازنه را به نحو اساسی به نفع ایران تغییر داد. مهمتر از همه،‌این نظر در محیط بیرونی تعمیق یافت که پایداری ارتش عراق در برابر ابتکار عمل و مقاومت فرماندهان و رزمندگان ایرانی به شدت متزلزل و نامطمئن بوده و هر آن احتمال سقوط آن می‌رود.